تبليغاتX
بایدها ونبایدها
بایدها ونبایدها

بسم الله الرحمن الرحیم

در این چند سطر مطالب زیر را میخوانیم

۱ ضرورت وجود الگوی مناسب

۲ اتفاقات بعد از رحلت حضر رسول

۳ الگوبودن حضرت زهرابرای امام زمان عج

وجود الگوی مناسب در دوران حیات انسان اهمیت به سزایی در شخصیت و شاکله وجودی انسان دارد .

فلاسفه میگویند معرِّف باید اجلی و اظهر از معرَّف باشد .یعنی شخصی که اسوه میشود باید کامل بلکه اکمل از دیگران باشد .

خداوند متعال برای ما الگوی معرفی میکند و میفرماید

 لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه .

بهترين الگو براى انسانها در تمام زندگى، شخص پيامبر ص است، روحيات عالى او، استقامت و شكيبايى او، هوشيارى و درايت و اخلاص و توجه به خدا و تسلط او بر حوادث، و زانو نزدن در برابر سختيها و مشكلات، هر كدام مى‏تواند الگو و سرمشقى براى همه مسلمين باشد.

اين ناخداى بزرگ به هنگامى كه سفينه‏اش گرفتار سخت‏ترين طوفانها، مى‏شود كمترين ضعف و سستى و دستپاچگى به خود راه نمى‏دهد، او هم ناخدا است هم لنگر مطمئن اين كشتى، هم چراغ هدايت است، و هم مايه آرامش و راحت روح و جان سرنشينان.

همراه ديگر مؤمنان، كلنگ به دست مى‏گيرد، خندق مى‏كند، با بيل جمع آورى كرده و با ظرف از خندق بيرون مى‏برد، براى حفظ روحيه و خونسردى يارانش با آنها مزاح مى‏كند، و براى گرم كردن دل و جان آنها را به خواندن اشعار حماسى تشويق مى‏نمايد، مرتبا آنان را به ياد خدا مى‏اندازد و به آينده درخشان و فتوحات بزرگ نويد مى‏دهد.لذا یکی از بایدهای زندگی بشری وجود الگوی مناسب و فرهیخته است .

آرى او بهترين مقتدا و اسوه مؤمنان در اين ميدان و در همه ميدانها است.

پیغمبر نه تنها خود یک الگوی کامل بود بلکه الگو هم تربیت میکند.

یکی از افرادی که در دامن پیامبر بزرگ شده و اخلاق پیامبر و روحیات پیامبر را داراست حضرت فاطمه زهرا س است که امام زمان عج میفرماید

 فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِي أُسْوَةٌ حَسَنَة

این بیان نورانی مضامین بسیار بلندی دارد که این حقیر به یک کلمه ان فقط اشاره میکنم وان اینکه چرا امام زمان فرمودند دختر رسول الله برای من الگوی خوبی است و نفرمودند مادرم ؟!

دلیل اینکه امام عصر از تعبیر دختر رسول الله استفاده کردند میخواهند اشاره کنند به جایگاه حقوقی حضرت زهرا س !

برای روشن شدن این مطلب به طور اختصار به چند نکته باید اشاره شود .

عایشه از جایگاه  ام المومنین بودن سو استفاده کرد و اسلام را از بین برد واختلافاتی ایجاد کرد .عایشه با ابن عنوان علیه امیر المومنین علی ع قیام کرد و با این عنوان جنگ جمل را براه انداخت .اگر عایشه نبود و عنوان ام المومنین نبود کسی جرات نداشت در مقابل حضرت علی ع قیام کند .جنگ جمل اولین جنگ مسلمان با مسلمان بود که در اسلام سابقه نداشت که این بدعت و اختلاف عمیق را عنوان ام المومنین پدید اورد .

  این عنوان بود که عثمان را به خلافت کشاند !عنوان ام المومنین بود که عثمان را به کشتن داد و خون اورا به گردن امیر المومنین علی ع انداخت ! همین عنوانی بود که گروهی را به اسم خوارج تاسیس کرد و امیر المومنین علی ع را به شهادت رساند .

تمام این مفاسد در جامعه اسلامی ان روز بخاطر سو استفاده از عنوان ام المومنین بود .

 در این بین عنوانی معتبر ووالا به اسم ابنة الرسول وجود دارد .افرادی که ان روز هلاک خلافت و ریاست بودند حاضر بودند هر عنوانی را منکر شوند وتمام موانع را از سر راه خود بردارند  تا به خواسته نامشروع خود برسند .لذا عناوین حضرت علی ع را به راحتی منکر شدند و علی را خانه نشین کردند ولی تنها عنوانی را که نمیتوانند منکر شوند عنوان ابنة الرسول است .که نمیتوانند این عنوان را منکر شوند .

لذا یا باید از زهرا به عنوان دختر رسوالله بیعت بگیرند یا اینکه از سر راه خود بردارند .حضرت زهرا در دامن پیامبر بزرگ شده ودست از یاری امام زمانش بر نمیدارد و با ظالمین  بیعت نمیکند .

در تاریخ میبینیم حضرت زهرا س بعد از رحلت پیامبر گریه میکند ! گریه حضرت زهرا برای از دست دادن پیامبر نیست بلکه برای اگاهی مردم است حضرت گریه میکرد و در لابلای گریه از غاصبین شکایت میکرد به پدرش .این شکایتها را زنان میشنیدند و واین شکایتها ودرد دل حضرت زهرا توسط زنان به گوش مردان و بعد به کوچه خیابان میامد ! .گفتند زهرا نباید گریه کند حضرت رفت بقیع  زنها دوباره رفتند بقیع و حرف حضرت زهرا را میشنیدند و دوباره این موج به مردم شهر میرسید و مردم فهمیدند که اشتباه کردند و برگشتند طرف اقا امیر المومنین .

پیغام فرستادند برای حضرت زهرا که علی خانه تو را مرکز مخالفت با حکومت قرار داده و به علی بگو تعطیل کند .حضرت فرمودند خانه ؛خانه علی است .در نتیجه امدند پشت در خانه و در خانه را به اتش کشیدند واتفاقاتی که رخ داد ......

بعد از این قضایا ابوبکر خواست بیاد برای عیادت که حضر اجازه ندادند.انقدر ابوبکر و گروهی که خواستند بیاییند برای عیادت معطل شدند که همه مردم فهمیدند که زهرا اجازه ورود به این افراد را نمیدهد .علی را واسطه کردند اقا امیر المومنین به خانم فاطمه زهرا فرمودند اجازه میدی بیان عیادت ؟

حضرت فرمود یا علی البیت بیتک خانه , خانه توست .لذا حضرت قبول کرد که ابوبکرو چند نفری بیان عیادت ولی به شرطی که گروهی از زنان هم حضور داشته باشند .

وارد خانه شدند فسلم علیها   به حضرت زهرا سلام کردند ولم ترد علیهما  ولی حضرت جواب ندادند یعنی اینکه شما مسلمان نیستید !

حضرت زهرا فرمودند ابوبکر شنیدی که پدرم میفرمود فاطمه بضعة منی ؟ ابوبکر گفت بله

فرمودند شنیدی پدرم فرمود  ان الله یرضا لرضا فاطمه ویغضب لغضب فاطمه ؟

گفت بله شنیدم

حضرت دست به اسمان بلند کرد و فرمود خدایا تو شاهد باش من از اینها راضی نیستم  .حضرت چادر کشید روی سر مبارک  و ساکت شد !!!

این خبر توسط زنها  بین مردم پخش شد که زهرا از اینها ناراضیه !!!

دیدند کارشون خرابتر شده گذاشتند که در تشیعع جنازه زهرا شرکت کنند و بتوانند جبران کنند . حضرت زهرا وصیت کرد علی جان غسلنی بالیل کفنی بالیل دفنی بالیل لا تعلن علی قبری احدا منهم!!!!!

عاقبت زهرا مرضیه س با تمام سرمایه و جانش از ولایت و امام زمانش دفاع کرد و با هیچ ظالمی بیعت نکرد .

لذا تعبیر امام عصر عج که میفرمایند فِي ابْنَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص لِي أُسْوَةٌ حَسَنَة   دختر رسول الله برای من اسوه خوبی است . وتعبیر به دختر رسول الله میکند بیان جایگاه حقوقی حضرت زهرا س است .یعنی همانطوری که دختر پیغمبر با هیچ ظالمی بیعت نکرد من امام زمان هم با هیچ ظالمی بیعت نمیکنم و از هیچ ظالمی بیعت قبول نمیکنم واین حرکت برای من اسوه و الگو است .

به امید انتخاب الگوهای مناسب در زندگی و شناخت امام زمان و دفاع ازولایت و امامت .

اللهم عجل لویک الفرج

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: حضرت زهرا س, امام زمان عج, الگو
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 توسط اسمان |

به گزارش جهان به نقل از روزنامه کیهان عضو ظاهرا جدا شده اتاق فكر فتنه سبز مي گويد شيعه نيازمند رفورم و اصلاح است. سروش از جمله اين رفورم هاي مورد نياز را در حوزه زيارت امام حسين(ع) توصيف كرد!
وي در گفت وگو با «جرس» لعن بانيان ستم به ائمه معصومين در زيارت نامه ها را نكوهش كرد و گفت: متأسفانه نه تنها عوام شيعه اقدام به لعنت مي كردند بلكه علماي شيعه هم اين كار را مي كردند و مي كنند، حتي زيارت هايي را هم كه براي امامان و خصوصا امام حسين[ع] تدوين كرده اند، متضمن اين گونه لعن ها و نفرين فرستادن هاست.

---------------------------------------

در این چند سطر میپردازیم به دو مطلب

۱- سند زیارت عاشورا

۲- بحث لعن دشمنان در اسلام


اصلیترین و قدیمیترین متنی که زیارت عاشورا در آن وارد شده، کتاب کامل الزیارات است. مؤلف کتاب متن زیارت را با پنج واسطه از حضرت باقرالعلوم علیه السلام نقل کرده و سپس صاحب کتاب مصباح المجتهد به نقل این زیارت مبادرت ورزیده است. روایت مذکور دارای صدر و ذیل است. صدر روایت بر اساس نقل کامل الزیارات، توسط دو نفر به نام های «علقمة بن محمد حضرمی» و «مالک بن اعین جهنی» به معصوم می رسد. در هر دو طریق، صالح بن عقبة از آنان نقل کرده؛ منتها در یکی همراه سیف بن عمیره است و در دیگری به تنهایی. ذیل روایت در کتاب های یاد شده مشترک است: «صالح بن عقبة و سیف بن عمیرة از علقمة بن حضرمی از امام باقر(علیه السلام).
راویان و سلسله سند زیارت عاشورا
اگر مبنای مرحوم ایت الله خوئی را در مقدمه کتاب پر ارج معجم رجال الحدیث بپذیریم، سند این روایت جز در یک مورد، هیچ اشکال فنی نخواهد داشت. بر این مبنا تمام رجال سند توثیق شده اند و فقط محمد بن موسی بن عیسی الهمدانی است که نجاشی، ابن الغضائری، صدوق و دیگران، او را تضعیف کرده اند؛ گر چه به تعبیر ایت الله خوئی توثیق ابن قولویه و قولش در رجال کامل الزیارات، معارض آن تضعیف است و این تعارض در تضعیف و توثیق، به تساقط هر دو می انجامد و در نتیجه، محمد بن موسی، از نظر رجالی مجهول الحال می شود؛ اما اگر کسی مبنای توثیق مرحوم ایت الله خوئی را بپذیرد، جای دقت و توجه بیشتر را در سلسله سند می طلبد که حتی المقدور بدان می پردازیم:
1. حکیم بن داود بن حکیم: او در کتب رجالی ظاهراً توثیقی ندارد. صاحب تهذیب از او نقل حدیث کرده و اظهار داشته که با توثیق و تضعیفی همراه نیست. محدث نوری از او به عنوان یکی از مشایخ ابن قولویه یاد کرده است. همین که توثیق عام او با تضعیفی معارض نیست، در اعتبار وی کافی است.
2. محمد بن موسی الهمدانی: به مجهول الحال بودن وی در بیان علامه خوئی اشاره شد.
3. محمد بن خالد الطیالسی: به رغم اینکه برخی رجالی ها، او را از مجاهیل شمرده اند، ولی علامه نوری در مستدرک پس از ذکر مقدماتی می نویسد:
«و یظهر من جمیع ذلک انه من اجلاء الرواة و الثقاة الاثبات؛ وی از راویان گران قدر و از موثقان و اهل دقت در ثبت و ضبط احادیث است».
سپس اظهار تعجب از کسانی می کند که وی را از مجاهیل شمرده اند.
4. محمد بن اسماعیل بن بزیع: شیخ طوسی او را توثیق بلیغ فرموده است. ابن قولویه در کامل الزیارت حداقل 55 حدیث از طریق او نقل کرده است. افزون بر این، در کتب اربعه و سایر کتاب ها، حدود 230 روایت از طریق او نقل شده. همچنین در رجال نجاشی بیاناتی از حضرت امام رضا(علیه السلام) در مدح و ستایش محمد بن بزیع نقل شده که بیانگر وثاقت و جایگاه والای او است.
5. عقبة بن قیس کوفی: او پدر صالح از اصحاب امام صادق(علیه السلام) است. ظاهراً توثیق و تضعیفی ندارد و از مجاهیل محسوب می شود. عقبه هم صدر روایت را از حضرت امام باقر(علیه السلام) نقل کرده است.
در طریق دوم چنان که ذکر شد، نقل کننده از امام(علیه السلام)، مالک الجهنی است که مقصود همان مالک بن اعین الجهنی است. وی از اصحاب امام باقر(علیه السلام) و به تعبیر شیخ مفید ممدوح آن بزرگوار بوده است. در فراز اصلی روایت از اصل زیارت عاشورای معروف که ذیل روایت قبلی است، نام افراد زیر نیز آمده است:
6. صالح بن عقبة: در کامل الزیارت، واسطه 27 نقل حدیث است. علامه خوئی نیز در مورد او پس از ذکر مقدماتی نوشته: «... فالرجل من الثقات».
7. سیف بن عمیرة: علامه خوئی پس از مقدماتی، نقل شهید ثانی را در تضعیف او آورده و فرموده: «تضعیف ناموجهی است که منشأ آن، توهّم واقفی بودن سیف است و از نظر زمانی نمی تواند صحیح باشد. علاوه بر این، واقفی بودن وی، منافاتی با وثاقت ندارد.
8. علقمة بن محمد الحضرمی: وی از اصحاب حضرت امام باقر(علیه السلام) و ناقل متن اصلی زیارت عاشوراست. ظاهراً تنها روایت رسیده از او در کتب روایی ما، همین روایت زیارت عاشورا است و مدح و توثیق وی به ذکر و مدح برادرش در منابع روایی ما بر می گردد که اشاره است به برخورد علقمه و برادرش ابوبکر بن محمد الحضرمی از یک سو و جناب زید بن علی بن الحسین(علیه السلام) از سوی دیگر. همین برخورد را فی الجمله متضمن مدح او دانسته اند.
خلاصه، حاصل سخن این است که به فرض، مبنای مرحوم ایت الله خوئی و توثیقات عام ایشان را نپذیریم، روایتِ زیارت عاشورا ضعیف نیست و هیچ تضعیفی در هیچ کدام از رجال سند دیده نمی شود. گذشته از این، اقبال بزرگان و اولیای دین به این زیارت و تقید و التزام به خواندن آن و توصیه به مریدان و پیروان خود آشکارا جبران کننده تضعیف هاست. به عنوان نمونه، علامه طباطبائی، صاحب تفسیر المیزان، در تمام ماه محرم و صفر، به زیارت عاشورا و توسل به امام حسین(علیه السلام) مقید بود و از نسخه استاد خود، مرحوم ایت الله سید علی قاضی استفاده می کرده که کلمه «بک» در «اکرمنی بک» را حذف می کرده و به جای «امام هدی»، «امام مهدی» می فرموده است. مرحوم شهید قدوسی هم که ناقل این فراز است، خود به زیارت عاشورا مقید بوده.
امام خمینی، بنیان گذار نظام اسلامی ایران، در دهه اول محرم، هر روز زیارت عاشورای معروف را با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن می خواندند.
 
اما در مورد لعن
لعن و نفرین به عنوان «برائت»، یکی از شروط «تقرّب» است؛ همان گونه که در زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏گوییم:
 
«یا ابا عبداللّه! انّی اتقرّب الی اللّه و الی رسوله و الی امیرالمؤمنین و الی فاطمة و الی الحسن و الیک بموالاتک و بالبرائة ممّن قاتلک و نصب لک الحرب و بالبرائة ممّن اسّس اساس الظّلم ...»
 
ای حسین! من تقرّب می‏جویم به خدا و به رسول او و به امیرمؤمنان و به فاطمه زهرا و به حسن مجتبی و به تو، به وسیله موالات و دوستی تو و به وسیله برائت و بیزاری جستن از هرکس که با تو جنگید و جنگ را علیه تو برپا ساخت و به وسیله برائت جستن از هرکس که پایه ظلم و ستم را درباره شما نهاد....
 
برائت از امتیازهای مکتب اسلام است؛ زیرا تأکید بر مرز دوستی‏ها و دشمنی‏ها می‏شود تا پیروان این آیین با نمایان ساختن این مرزها، «حبّ» و «بغض» خود را آشکار سازند و هماره بین حقّ و باطل، خیر و شرّ، عدل و ظلم و حسین و یزید، یک طرف را برگزینند که:
 
«فمن یکفر بالطّاغوت و یؤمن باللّه فقد استمسک بالعروة الوثقی...»
 
هرکس به طاغوت کفر ورزید و به خداوند ایمان آورد، همانا به دستگیره مستحکم الهی، که هرگز گسسته نخواهد شد، چنگ زده است.
 
با این نگرش، به خوبی درمی‏یابیم که «ایمان به خداوند» و قرار گرفتن در صراط هدایت و رستگاری، با انجام مقدمه‏ای که «کفر به طاغوت و نفی طاغوتیان» است، صورت می‏پذیرد و هریک از خدا باوران باید در درون خود، «کفر نسبت به طاغوت» و «ایمان نسبت به اللّه» را داشته باشند؛ زیرا:
 
کفر و ایمان، قرین یکدگرند  هر که را کفر نیست، ایمان نیست 
 
این بینش ناب، تجلّی‏بخش حقیقتی است که در آن فرهنگ تولّی و تبرّی، به معنی دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا، به عنوان «گرایش و گریز» در عرصه «اندیشه‏های آسمانی» و در شیوه‏های رفتاری فردی و اجتماعی نمود می‏یابد تا هریک از دین باوران متعهد، مرزهای دوستی و دشمنی را که باعث تقویت یا تضعیف آرمان‏های آسمانی می‏شود، حفظ نمایند و در نگاه دوستان و دشمنان، برجسته سازند؛ همان گونه که این شیوه را در پاسداری از اموال و دارایی خویش نسبت به دیده‏ها و دل‏های اطرافیان به کار می‏گیرند.
 
بی‏تردید این بینش و شیوه بر اساس فطرت و خرد است و خدا جویان را افرادی آرمان گرا، صاحب نظر و ارزشی تجلّی می‏دهد تا هرگز در سیاهی لشکر دشمن قرار نگیرند و زبونانه «تساهل و تسامح» و استراتژی «لبخند و صلح و سلام» را بهانه بی بهانگی خویش قرار ندهند.

قران کریم   قول فصل است. قول فصل یعنی اینکه هر چه مطابق با قرآن بود، بگیریم و هرچه نبود، بگوییم باطل است. روایات هم زیاد داریم هر چیزی که برای شما نقل شد مخالف قرآن بود، این را ما نگفتیم،  و حرف ما نیست. لذا باید ما بیایم این را با ایات و سنت قطعیه پیغمبر مقایسه کنیم.

با یک نگاه مختصر به قرآن متوجه می شوید که قرآن کریم در ایاتی صراحتا این گروه ها را که ذکر میشود به این عناوین لعن کرده است. کافرین، ظالمین، پیمان شکنان، قتل عمد، منافقین، اذیت کنندگان به خدا و رسول و... که صراحتا در قرآن لعن شده اند. اگر کسی شیعه باشد ایا می شود گفت که یزید پیمان شکن نیست! یزید ظالم نیست؟! قاتل نیست؟! اذیت کننده به خدا و رسولش نیست؟! یزید و تمام کسانی این حادثه را از قبل به وجود آوردند تا یزید بتواند این کارها را انجام بدهد .

 

روایاتی هم در این باره امده که بخاطر اختصار در مطلب به همین مقدار بسنده کردیم .

منبع:حوزه نت

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 توسط اسمان |

با توجه به شعار امسال توسط رهبر معظم انقلاب به نام تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی  ،بایدها و نبایدهای این شعار چیست ؟ایا شعارها محدود میشود به بنر و چندتا پارچه نوشته ؟!یا اینکه وظیفه ای فراتر از ان داریم ؟این شعار متوجه چه قشر و گروهی است ؟ در این چند سطر بپردازیم به بایدها و نبایدهای شعار امسال .

حمایت از تولید داخلی و ملی در راستای حمایت از استقلال و عدم وابستگی به شرق و غرب قرار دارد و نمی توان همزمان از آرمانها و اهداف جمهوری اسلامی سخن گفت اما حمایت از تولیدات ملی را فراموش کرد . نمی توان از دم از خودکفایی و عدم وابستگی زد ولی با واردات بی رویه تولیدکنندگان داخلی را در منگنه قرار دادلذا رهبر معظم انقلاب و مسئولان كشور مصمم به ايجاد تحول اقتصادي در حوزه تولید هستند كه موجب جهش در توليد ملي شود و از سوي ديگر با تحريم‌هاي اقتصادي مواجه هستيم و فشارهايي از سوي غرب که براي جلوگيري از پيشرفت كشور ما ايجاد شده است، لذا جهاد اقتصادي مي‌توانست در پيشرفت كشور و افزايش توليد ملي و مقابله با تحريم‌هاي اقتصادي راهکار مناسبی باشد.

یکی از مهمترین راهکارهای وابسته نبودن اقتصاد ایران، حمایت از تولید  داخلی بوده که متاسفانه در سال های گذشته این موضوع به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است. متأسفانه، آن‌ گونه که شایسته است فراگیر نشده و سیاست ‌گذاری در زمینه توسعه تولید داخلی برای حمایت از تولیدکنندگان وطنی مناسب نبوده است.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 توسط اسمان |

با گذراندن زمان ، انسانهايى بر تارك تاريخ مى درخشند كه انديشه پرفروغشان ، حيات بشرى را روشنى و ايمان استوارشان ، جان آدميان را گرمى مى بخشد.طاير قدسى افكارشان ، زمان و مكان را در مى نوردد و عتقاى تيزپرواز كلامشان در روح و روان نسل ها آشيان مى كند.گذشت ايام ، غبار نسيان بر آرمان بلندشان نمى نشاند و نيرنگ شب پرستان از درخشش رخسار تابنده شان نمى كاهد.اينان ، براى هميشه زنده اند و سخنان روشنگرشان همواره در گوش جان صالحان طنين انداز، هر چند از عالم خاكى رخت بربندند و افلاك نشين شوند.ارج و منزلت سترگشان روز افزون و آوازه نيكشان مستدام باد.
پيشانى سپاس برآستان خداوند سبحان مى ساييم كه در عصر يكى از اين انسانهاى آسمانى قرارمان داد؛ عبد صالح و روح خدا كه با دم مسيحايى اش روح استقلال و آزادى را در كالبد ملت مسلمان ايران دميد و با توكل بر لطف بيكران پروردگار و همراهى مردان و زنان ايثارگر، معجزه قرن و مردمى ترين انقلاب را آفريد و بناى رفيع جمهورى اسلامى را بنيان نهاد؛ شخصيت كم نظيرى كه مجاهدت خستگى ناپذير، نه تنها بر بلنداى استوار فقه و حكمت و اخلاق و عرفان ايستاد، كه فرهنگ و اقتصاد و سياست و حكمت اسلامى را از پس ‍ قرن ها انزوا به عرصه اجتماع آورد و عينيت بخشيد و جمهوری اسلامی ایران را برای مردم ایران زمین به ارمغان اورد و تجلی جبران این زحمات و بهای خون شهدای انقلاب با اری گفتن مردم به این نظام مقدس در این روز محقق شد  روز 12 فروردين سال 1358، روز ظهور شخصيت واقعى مردم ايران و روز تثبيت انقلاب اسلامى است . در اين روز پربركت ، ساختار جديد سياسى - اجتماعى ايران برمبناى آراى اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران يعنى 2/98 درصد،برقرار گرديد و نظام مقدس جمهورى اسلامى با اراده الهى و خواست مردم تثبيت شد..

بعد از ۳۳ سال واتفاقاتی که در کشور ونظام ما افتاده نظر شما چیست ؟

ایا مردم به مطالبات خود رسیده اند ؟

ایا مردم باز هم رای اری میدهند ؟

 

نوشته شده در تاريخ شنبه دوازدهم فروردین 1391 توسط اسمان |

انسان موجودی است با قابلیت رشد و کمال که می تواند هر روزِ خود را بهتر از دیروزش بسازد. پیشرفت در مسایل مادی و معنوی تنها از ویژگی های انسان است که هیچ موجودی در این عالم چنین دارایی عظیمی ندارد.

اما مشکل اینجا است که گاه انسان در برخی از ابعاد زندگی رشد روز افزونی می یابد و سرآمد می شود, اما در ابعاد دیگر وجودش همانند یک طفل نوباوه  باقی می ماند.

راستی اگر می توانستیم قیافه ای از انسان را ببینیم که مجموعه ابعاد مادی و معنوش را نشان می داد, برخی قیافه ها چه مضحک و خنده دار به نظر می آمد. درست مثل کاریکاتوری از یک بدنساز چاق و چله به همراه سر یک کودک دو ساله و یا یک  مرد سیاه چهره لاغر با دستانی سفید و تپلی.

شاید دیده باشیم ثروتمندانی را که بویی از دینداری و ارزشهای انسانی نبرده اند و تنها حسابهای بانکیشان سر به فلک کشیده است. و یا نمازگزارانی را که خرقه تزویر به تن کرده اند و بی عرضگی خود را در کسب معاش به گردن معنویات و نماز و راز و نیاز گذارده اند.

حتی تحصیل کرده هایی که لقب دکتری را به یدک می کشند اما توان گرداندن یک زندگی دو نفره را هم ندارند. و یا صاحب منصبانی که سخن گفتن با همسر و فرزندان خود را نیاموخته اند.

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 توسط اسمان |

چرا طلا برای مردان حرام است؟
 

پیش از همه باید بدانیم که خداوند هر چیزی را که برای ما نهی کرده است ضررهایی دارد که به خودمان برمی گردد. اما از جمله ضررهایی که می توان برای استفاده طلا برای مردان برشمرد عبارتند از: از نظر پزشکی، طلا روی گلبول های قرمر خون مردان اثر سوئی دارد و سیستم ایمنی بدن آنان را دچار اشکال می کند. وقتی طلا با پوست تماس پیدا می کند، یون های آن وارد بدن می شوند. این یون ها در مردان در کبد جمع و همان جا متوقف می شوند و موجب اختلال می شوند.

 پژوهش های علمی پزشکی نشان می دهد طلا بر گلبول های قرمز مردان تأثیر می گذارد ، در حالی که بر گلبول های قرمز زنان تأثیری نمی گذارد.

این امر به دلیل وجود لایه چربی میان پوست و گوشت زنان اتفاق می افتد. این لایه مانع تأثیر اشعه های عنصر طلا بر روی گلبول های قرمز می شود.

همچنین پژوهش های فراوان علمی دیگر نشان می دهند که اشعه های طلا نقش منفی بر روی هورمون های جنسی مردان دارند، در حالی که اشعه های عنصر "نقره" بر مردان و زنان چنین تأثیری ندارد.

در ترکیب بدن انسان، عنصر طلا، اورانیوم، آهن و عناصر دیگر وجود دارد ولی عنصر "نقره" وجود ندارد. طلا و نقره با ترکیبات موجود در غذا از خود واکنش نشان می دهند و به همراه آنزیم ها در بدن انسان ترکیباتی که برای سلامتی بدن انسان مضر است، ایجاد می کنند.

پیامبر اکرم (ص) قرن ها پیش درباره این موضوع فرمودند: طلا و ابریشم برای مردان امتم حرام است و برای زنان امتم حلال است و این مطلب میزان اهمیت و فایده احکام اسلامی را ثابت می کند.

تحقیقات پزشکان در سالهای اخیر نشان داده است که طلا دارای خاصیت شبه القائی است که بر پوست و خون مردان اثر منفی می گذارد این خاصیت باعث می شود خون دچار غلظت خاصی شود و حالت کثیفی به آن دست دهد. البته نکات دیگری هم هست که در مجموع، موجب امراض قلبی و خونی و سکته می شود و این اثرات در مردان متفاوت است.

ضرر طلا برای مردان از نظر پزشکی
 

با وجود اتفاق نظر مراجع در حرام بودن استفاده از طلا برای مردان، استفاده از این فلز در بین آقایان رو به افزایش است، تأملی در مضرات استفاده از طلا برای مردان، گواهی برای اثبات علت حرام شمردن آن برای مردان در دین مبین اسلام است .
طلا، عنصر شیمیایی است که در جدول تناوبی با نشان Au، لاتین aurum و عدد اتمی ۷۹ وجود دارد. طلا فلزی نرم، براق، زرد رنگ، چکش خوار، قابل انعطاف است که به دو صورت یک ظرفیتی و سه ظرفیتی وارد واکنشهای شیمیایی می شود و به علت اینکه با هیچ ترکیب شیمیایی واکنش ندارد، پایدارترین فلز در طبیعیت شناخته شده و تنها دو واکنش شیمیایی کلر و تیزاب سلطانی هستند که می توانند روی طلا تأثیر بگدارند.
طلا از واژه سانسکریت Jval گرفته می شود واژه آنگلوساکسون آن gold و به لاتین aurum گفته می شود. از دوران هیروگلیف مصری از ۲۶۰۰ قبل از میلاد در کتاب عهد عتیق فلز طلا برای اولین بار به عنوان یک فلز درخشان با ارزش مورد اشاره قرار می گیرد.
محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است.
طلا بعنوان نمادی برای پاکی، ارزش، سلطنت درجهان شناخته شده است و کیمیاگران که طلا را خدای فلزات معرفی می کردند و تمام آرزویشان این بود که فلزاتی چون مس را به طلا تبدیل کنند. این نکته قابل توجه است که این آرزو تحقق یافته است، در سالهای اخیر دانشمندان روسی توانسته اند با استفاده از یک مکانیسم طبیعی و استفاده از سیستم بیولوژیکی بدن مرغ مس را به طلا تبدیل کنند. یکی از توانمندیهای نانوفناوری این است که آرزوهای کیمیاگران را چون رسیدن به اکسیر جوانی و تبدیل مس به طلا تحقق بخشیده است. فلز طلا به عنوان زیبا ترین، قابل انعطاف ترین و چکش خوارترین فلز جهان شناخته شده است. اگر کل طلای پالایش شده در جهان را چکش کاری کرده و گردهم جمع کنیم به یک مکعب یکپارچه با هر ضلع به طول ۲۰ متری تبدیل می شود. طلای بومی هشت تا ده درصد نقره دارد. این مقدار می تواند کم و زیاد شود و برای همین طلا با رنگهای مختلف به وجود می آید. هرچه مقدار نقره بیشتر شود رنگ طلا سفیدتر و جرم ویژه آن کمتر می شود. آلیاژهای مختلفی چون مس، آهن و آلومینیوم با طلا ترکیب می شود و رنگهایی چون قرمز، سبز و ارغوانی را به وجود می آورد.
بیشترین مصرف طلا در ضرب سکه و جواهرات است و برای مبادلات پولی استفاده می شود. به علت هدایت الکتریکی خوب و مقاومت خود در برابر فرسایش و سایر ویژگیهای این فلز، طلا به عنوان مهمترین فلز در صنایع پیشرفته (High tech) مورد استفاده قرار می گیرد. همانند نقره که با جیوه مخلوط می شود و برای پرکردن دندان استفاده می شود ترکیب طلا و جیوه نیز می تواند ماده محکمی برای مصرف دندانپزشکی فراهم کند.
در جدیدترین استفاده طلا از نانومواد طلا، نمک طلا است که در مقیاس نانومتریک است که برای مصارف بیولوژیکی و پزشکی استفاده می شود و در درمان سرطانها و بیماریهای کبدی کاربرد دارد. از نمکهای خاص طلا برای درمان رماتیسم مفصلی استفاده می کنند. طلا به عنوان یک منعکس کننده خوب برای نور است، از این رو از طلا یا ورقه های بسیار نازک آن به عنوان محافظ سطح بسیاری از ماهواره ها استفاده می کنند. چرا که ماهواره ها در برابر نورهای مادون قرمز ماورای بنفش و نورستارگان تحت تأثیر قرار گرفته و می تواند در برنامه ها اختلال ایجاد کند کشیدن یک سطح نازک از طلا می تواند به انعکاس این نور کمک کند.
بدن انسان طوری است که فلز طلا و همینطور نقره و پلاتین را جذب نمی کند به این معنا که ترکیبات طلا چندان سمی نیست اما براساس گزارشهای منتشر شده ۵۰ درصد بیماران ورم مفاصل که با داروهای ایزوتوپ طلا درمان شده اند دچار آسیبهای کلی بر کبد شده اند این تحقیق تنها در حد گزارش بوده و تا کنون مستنداتی در این رابطه ارائه نشده است.
از میان دیگر عوارضی که طلا برای مردان ایجاد می کند می توان به تحقیقاتی اشاره کرد که در سال ۱۹۹۰ در آمریکا انجام شده است. محققان با مطالعه روی افرادی که با طلا ارتباط دارند به این نتیجه رسیده اند که طلای موجود در بدن آنها باعث ایجاد اختلالات هورمونی شده و هورمونهای پرولاکتین و FSH بیشترین تأثیر منفی را از طلای موجود در بدن آنها گرفته و بیشترین تجمع طلا در دستگاه تناسلی مردان مشاهده شده است.


برچسب‌ها: طلا, طلا برای مرد, مضرات طلابرای مرد
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 توسط اسمان |

سیره و سبک زندگی در نگاه امام رضا(ع)

شهادت امام رضا علیه السلام را خدمت همه شیعیان و پیروان ان حضرت تسلیت عرض میکنم .

انسان عاقل و مومن که عقل و عشق را جمع کرده، محبت به دیگران را سرلوحه زندگی خویش قرار می دهد. مومن سنت هایی را دارد که آن را به عنوان هنجارهای زندگی اش می شناسد و بدان پای بند است. این سنت در زندگی خصوصی و عمومی اش متجلی می شود.

امام رضا(ع) در عبارتی کوتاه به سه ویژگی برجسته مومن اشاره می کند که اگر این سه ویژگی در شخصی وجود نداشته باشد، نمی تواند مدعی ایمان باشد. آن حضرت(ع) می فرماید: لایکون المومن مومنا حتی تکون فیه ثلاث خصال: ۱-سنه من ربه؛ ۲-وسنه من نبیه؛ ۳-و سنه من ولیه. فاما السنه من ربه فکتمان سره. و اما السنه من نبیه فمداراه الناس. و اما السنه من ولیه فالصبر فی الباساء و الضراء(۱)مومن، مومن واقعی نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد: سنتی از پروردگارش و سنتی از پیامبرش و سنتی از امامش.

اما سنت پروردگارش، پوشاندن راز خود است، اما سنت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است، اما سنت امامش صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.

این که آن حضرت(ع) بر رازداری تاکید می کند، از آن روست که انسان نمی تواند هرآن چه را از علم دانست یا از معرفت دید یا از مردم شنید بر زبان آورد. از این رو حضرت(ع) می فرماید: علیکم فی امورکم بالکتمان فی امور الدین و الدنیا فانه روی ان الاذاعه کفر و روی المذیع و القاتل شریکان و روی ما تکتمه من عدوک فلا یقف علیه ولیک (۲)بر شما باد به رازپوشی در کارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده که افشاگری کفر است و روایت شده کسی که افشای اسرار می کند با قاتل شریک است و روایت شده که هرچه از دشمن پنهان می داری، دوست تو هم بر آن آگاهی نیابد.

خاموشی و سکوت گاهی تنها راه نجات بشر است. چرا که گاهی سخن گفتن عین گمراهی و رنج است. مومن، انسانی دارای فهم و فقه است و می داند چگونه در زندگی عمل کند که خود و دیگران را به رنج و زحمت نیفکند. امام رضا(ع) در این باره می فرماید: ان من علامات الفقه: الحلم و العلم، و الصمت باب من ابواب الحکمه ان الصمت یکسب المحبه، انه دلیل علی کل خیر(۳)از نشانه های فقه و فهم دین، حلم و علم است و خاموشی دری از درهای حکمت است. خاموشی و سکوت، دوستی آور و راهنمای هر کار خیری است.  گاه نیاز است که نسبت به چیزی سکوت کرد و هر رازی را بر زبان نراند و با صمت و تفکر می توان بهترین کار را انجام داد. چنین سکوتی گاه لازم و بلکه واجب است، چرا که نجات دین و دنیا بر آن است. امام(ع) در این باره می فرماید: یاتی علی الناس زمان تکون العافیه فیه عشره اجزاء: تسعه منها فی اعتزال الناس و واحد فی الصمت (۴)زمانی بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است که نه جزء آن در کناره گیری از مردم و یک جزء آن در خاموشی است.

اما عمل صالح را می بایست در امور بسیاری دید که خدمت به خلق از مهم ترین جلوه هایش می باشد. از این رو در آموزه های اسلامی بر این تاکید بسیار شده و امام رضا(ع) در عبارت های گوناگون بر آن تاکید می کند.

آن حضرت(ع) می فرماید: لیس شیء من الاعمال عندالله عزوجل بعد الفرائض افضل من ادخال السرور علی المومن(۵)بعد از انجام واجبات، کاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مومن، نزد خداوند بزرگ نیست.

یا این که: من فرج عن مومن فرج الله عن قلبه یوم القیمه (۶)هر کس اندوه و مشکلی را از مومنی برطرف نماید خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

همچنین در جایی دیگر می فرماید: سئل علیه السلام عن خیار العباد؟ فقال(ع)؛ الذین اذا احسنوا استبشروا، و اذا اساووا استغفروا و اذا اعطوا شکروا، و اذا ابتلوا صبروا، و اذا غضبوا عفوا؛(۷) از امام رضا(ع) درباره بهترین بندگان سوال شد. فرمود: آنان که هرگاه نیکی کنند خوشحال شوند و هرگاه بدی کنند آمرزش خواهند و هرگاه عطا شوند شکرگزارند و هرگاه بلا بینند صبر کنند و هرگاه خشم کنند درگذرند.

از آن حضرت(ع) است که فرمود: تزاوروا تحابوا و تصافحوا و لا تحاشموا(۸)به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

پی نوشتها

۱- اصول کافی، ج۳، ص ۳۳۹ و تحف العقول، ص۴۴۲

۲- بحارالانوار، ج۷۸، ص ۳۴۷

۳-اصول کافی، ج۴، ص۴۴۵

۴-تحف العقول، ص۴۴۶

۵-بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۴۷

۶-اصول کافی، ج۳، ص۲۶۸

۷-تحف العقول، ص ۴۴۵

۸- بحارالانوار، ج ۷۸، ص۳۴۷


برچسب‌ها: امام رضا, زندگی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سوم بهمن 1390 توسط اسمان |

رحلت پیامبر اكرم (ص) براى حكومت اسلامى و امت اسلام حادثه‏اى سخت و جانسوز بود . چنانكه امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید:

« بابی انت و امی یا رسول الله (ص) لقد انقطع بموتك ما لم ‏ینقطع بموت غیرك من النبوة والانباء و اخبارالسماء . خصصت ‏حتى صرت مسلیا عمن سواك و عممت ‏حتى صار الناس فیك سواء و لولا انك امرت بالصبر و نهیت عن الجزع، لانفدنا علیك ماءالشؤون . و لكان الداء مماطلا و الكمد محالفا و قلالك . . . (1)  پدر و مادرم فدایت اى پیامبر خدا، با مرگ تو رشته‏اى پاره شد كه در مرگ دیگران چنین قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانى بود . مصیبت تو دیگر مصیبت دیدگان را تسلى دهنده ست ‏یعنى پس از مصیبت تو دیگر مرگ ها اهمیتى ندارد . و از طرفى این یك مصیبت همگانى است كه عموم مردم به خاطر تو عزادارند . اگر نبود كه امر به صبر و شكیبایى فرموده‏اى و از بى‏تابى نهى نموده‏اى آنقدر گریه مى‏كردم كه اشك هایم تمام شود . و این درد جانكاه همیشه در من مى‏ماند و حزن و اندوهم دائمى مى‏شد. كه همه اینها در مصیبت تو كم و ناچیز است.»

سختى مصیبت رحلت پیامبر به قدرى بود كه امام على مى‏فرماید: « فضجت الدار الافنیة(2) گویا در و دیوار خانه فریاد مى‏زد

۱:نهج البلاغه خ ۲۳۵

۲:همان خطبه ۱۹۷


برچسب‌ها: حادثه رحلت پیامبر ص
نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم بهمن 1390 توسط اسمان |

تاریخ اسلام بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) شاهد تلخ ترین و سیاه ترین روزهای خود بود.

حوادثی همچون نادیده گرفتن سخنان پیامبر گرامی  

درباره وصایت و جانشینی حضرت علی(ع) و غصب فدک و...

در این زمان اتفاق افتاد که یقیناً رسول الله (ص) از آن ناخشنود بود.

رحلت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه واله)وشهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)را خدمت همه مسلمین و شعیان راستین ان حضرت تسلیت عرض میکنم .


برچسب‌ها: رحلت حضرت رسول و امام حسن مجتبی ع
نوشته شده در تاريخ شنبه یکم بهمن 1390 توسط اسمان |

اگر دین را مجموعه‏ای از «بایدها» و «نبایدها»یی بدانیم که بنا بر مصالحی ـ که بیشتر آنها بر ما پوشیده است ـ بر سر راه انسان‏ها نهاده شده، پرسش بنیادین و منطقی جوان پر شور و شر این است که به چه دلیلی باید به این بایدها و نبایدها گردن نهاد.


شاید بتوان گفت لازمه میان‏سالی و پیری، عصای احتیاط در دست گرفتن و محافظه‏کاری است. با این حساب، حتی اگر بپذیریم افرادی که زمانی از عمرشان سپری شده، لازم است به دین گرایش پیدا کنند تا خود را از خطرهای پیش رو برهانند، ولی به کدام دلیل و با چه استدلالی، جوان لبریز از نشاط و طراوت،  و جوانی که حاضر است همه خطرها را به جان بخرد تا با شکستن همه حد و مرزها، خود را از محیط خویش برهاند و قدم در وادی‏های ناشناخته و جدید گذارد، چرا چنین کسی با چنین ویژگی‏هایی باید خویش را در بند محدودیت‏های دین مقید کند؟ چرا باید به دست خویش، خود را گرفتار این همه ضابطه و قانون کند و مُهر رضایت و تأیید بر همه حد و مرزها و بر شور شکفتن و بالندگی خویش زند؟
پرسش دقیق‏تر و ریشه‏دارتر آن است که صاحب دین ـ او را خدا بدانیم، پیامبر بخوانیم یا هرکس دیگر ـ مگر ادعای آشنایی با ویژگی‏ها و روحیه‏های جوان را ندارد، مگر خود را محرم جوان نمی‏شمارد، مگر نغمه همراهی با او را نمی‏سراید، پس چرا با این همه آگاهی، او را بر سر دو راهی شکننده انتخاب میان رضایت و خرسندی خود و خواست و رضایت خدا قرار می‏دهد؟ چرا خواسته‏های خویش را رو در روی خواسته‏های جوان نهاده است؟ چرا این همه بین نقد جوان که کم یا بیش، ولی دل او را خوش می‏سازد، با نسیه خویش ـ که باید عمری در طلبش بگذراند و از همه خواسته‏های نقد خویش بگذرد، تا شاید به آن دست یابد ـ تفاوت است؟... و ده‏ها و صدها چرای دیگر.
از میان سیل پرسش‏ها، پرسش مهم‏تر آنکه آیا به‏راستی، خداوند با آن همه توان و قدرتی که دارد، نمی‏توانست همه خواسته‏هایش را آن‏گونه سامان دهد که با خواسته‏های جوان پر شور و نشاط، هم‏خوان و همراه باشد؟ پرسش دقیق‏تر آنکه آیا نمی‏توان راهی یافت تا هرکدام به خواست و آرزوی خود برسند و به این درگیری شکننده و جان‏فرسا خاتمه بخشند؟
به نظر می‏رسد، پیش از آنکه به دنبال پاسخی باشیم، بهتر آن است که با جست‏وجو در عمق جان خویش، نیازهای خود را بهتر و بیشتر بشناسیم.


برچسب‌ها: دین و ارزوهای جوانان, بایدهاونبایدها, ظلم یا رحمت و مهربانی

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 توسط اسمان |
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

دانلود آهنگ